کد خبر: 5582
تاریخ انتشار: ۵ تیر ۱۳۹۸ - ۱۰:۴۰
احدی

راهبرد جدید واشنگتن برای برخورد با تهران نشان می‌دهد که آمریکا تلاش می‌کند با تغییر زمین بازی، ایران را شکست دهد.

رویکردامروز آمریکا پس از جنگ جهانی دوم به‌آرامی وارد منطقه خاورمیانه شد و از همان ابتدا تلاش کرد با دو رویکرد مخالفت با استعمار انگلستان و تلاش و برای برقراری رابطه با حاکمان کشورهای منطقه، جای پای خود را مستحکم کند. تضعیف انگلستان و خروج این کشور از مناطق مختلفی چون خاورمیانه، مباحث مربوط به نفت در عربستان سعودی و ایران و درنهایت آغاز جنگ سرد و تقابل با اتحاد جماهیر شوروی سابق و بلوک کمونیستی سبب شد آمریکا به یگانه بازیگری در غرب آسیا و شمال آفریقا تبدیل شود که در این منطقه کنشگری سیاسی می‌کرد.


بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، واشنگتن یکی از مهم‌ترین متحدان منطقه‌ای خود را در خاورمیانه از دست داد و دردناک‌تر برای ایالات متحده این بود که حکومت جدید التأسیس در تهران با سیاست‌های امپریالیستی آمریکا مخالف بوده و آن را با لفظ شیطان بزرگ خطاب می‌کرد. تنازع منافع تهران و واشنگتن در بسیاری از موارد و همچنین حمایت ایران از گروه‌های آزادی‌خواه در منطقه سبب شد که آمریکایی‌ها تلاش کنند با گروه‌های مختلفی که با تهران در ارتباط بوده، مبارزه کرده و به‌اصطلاح بازوان منطقه‌ای ایران را قطع کنند. در این راه واشنگتن تلاش کرد که برای تضعیف جمهوری اسلامی به دولت‌های متحد ایران باج داده و آنان که سر تسلیم فرود نیاوردند، حذف کند که مقابله با محور مقاومت و نمونه جنگ در سوریه را می‌توان مصداق بارز این ادعا اعلام کرد.


اما شکست‌های متوالی آمریکا در خاورمیانه و زمین‌گیر شدن سیاست‌های این کشور در عراق، افغانستان، لبنان، سوریه و یمن حالا سردمداران واشنگتن را به این تصور رسانده که تلاش برای حذف بال‌های منطقه‌ای ایران به هیچ عنوان تا زمانی که قلب آن همچنان در حال تپش بوده و نوع ایدئولوژی حاکم بر سیاست‌های جمهوری اسلامی به‌صورت ریشه‌ای در خاورمیانه مقبولیت دارد، اتفاقی محال است. از همین رو است که سیاست مهار ایران در آمریکا، به‌خصوص از دوران دونالد ترامپ برخورد قهری با جمهوری اسلامی و تلاش برای تضعیف و به زانو درآوردن تهران در تمامی جبهه‌ها آغاز شده است. محدود کردن درآمدهای ارزی ایران نیز در همین راستا صورت می‌گیرد، چراکه حاکمان کاخ سفید متصور هستند با کم شدن درآمد جمهوری اسلامی گروه‌هایی چون انصار الله، حشد الشعبی و حزب الله توان نظامی خود را از دست خواهند داد.


هرچند مقابله با جمهوری اسلامی همیشه یکی از رسالت‌های واشنگتن در عرصه سیاست بین‌الملل بوده ولی می‌توان گفت که از سال ۲۰۱۶ بدین سو و با بازگشت محافظه‌کاران به کاخ سفید، این تقابل رنگ و بوی جدیدی به خود گرفته است. واشنگتن در دکترین جدید سیاسی خود به جای مقابله با ایران در مناطقی جز ناحیه جغرافیایی این کشور و مبارزه با هم‌پیمانان تهران، این بار مستقیم به سراغ خود نظام رفته است و تصور می‌کند با محدود کردن تهران خواهد توانست به یکی از دو راهبرد خود برسد.

مقام‌های کاخ سفید تصور می‌کنند فشارهای اقتصادی درنهایت(1) ایران را به زانو درخواهد آورده و پای میز مذاکره خواهد نشاند که در این صورت عملاً آنها می‌توانند با به راه انداختن یک پروپاگاندای رسانه‌ای اعلام کنند که یگانه مدافع آزادی‌خواهی در جهان بالاخره زیر فشار گردن خم کرده است. از همین رو آمریکایی‌ها معتقدند که از این طریق می‌توانند گروه‌هایی چون حماس و حزب الله را نیز که از تهران رویگردان خواهند شد را به‌سوی نوعی مصالحه با تل‌آویو و واشنگتن ترغیب کرده یا به طور کامل مهار کنند؛

اما در راهبرد (2) کاخ سفید فکر می‌کند با تشدید فشار اقتصادی خواهد توانست درنهایت مردم را به خیابان‌ها کشانده و از طریق ایجاد بحران داخلی در کنار اعتراضات خیابانی، کار نظام را به اضطلاح خودشان یکسره کرده و بدون پرداختن هزینه تقابل با جمهوری اسلامی دشمن خود را همچون سابقه سقوط شوروی از صحنه روزگار حذف کند. راهبردی را که می‌توان در قالب طرح‌های تابستان داغ و زمستان سرد افرادی چون جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا دید.
هرچند تشدید تحریم‌ها باعث بحران عمیق اقتصادی در کشور شده که نمونه آن را در کاهش شدید ارزش پول ملی و افزایش نرخ تورم می‌توان دید، امری که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران آن را جنگ اقتصادی خطاب می‌کند؛ اما باید گفت ایران به مدت ۴۰ سال است که با تحریم‌های گوناگونی مقابله کرده و دسیسه‌های بسیاری را پشت سر گذارده و هیچ‌گاه مغلوب توطئه‌های پوشالی نشده است. همین نوع مقاومت نیز سبب شده تهران به‌عنوان الگوی ایستادگی برای بسیاری از کشورهای جهان مبدل شود و از همین رو بود که قطر نیز بعد از ایجاد بحران سیاسی کشورهای عربی چون عربستان سعودی و امارات متحده برای دوحه، راه مقاومت را در مقابل تسلیم انتخاب کرد.
 شاید الگوپذیری دوحه از تهران را بتوان از سخنان محمد بن عبدالرحمن الثانی وزیر امور خارجه قطر به روشنی درک کرد که در ۱۹ خرداد سال جاری اعلام کرده بود: اقتصاد ایران از فشار سنگینی رنج می‌برد اما تهران ۴۰ سال است که با تحریم زندگی می‌کند.

محسن احدی/کارشناس مسائل بین‌الملل

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین اخبار