کد خبر: 3737
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردین ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۱
نقویان

امروز باید در روش‌هایمان تجدید نظر کنیم. کار فرهنگی با کار سرهنگی متفاوت است. ما باید بدانیم که امر به معروف و نهی از منکر یک ساختار بسیار پیچیده‌ای دارد. به این سادگی نیست که تا خانم بی‎حجابی را دیدیم او را مورد عتاب و خطاب قرار دهیم. به همین خاطر در قرآن گفته می‌شود گروهی باید این کار را بکنند و این، کار همه نیست. به نظر من یکی از دقیق‎ترین کارهای اسلام امر به معروف و نهی از منکر است.

رویکردامروز شرایط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور باعث مشکلات فراوانی در جامعه شده است. جامعه نیز در این شرایط سخت، انگشت اتهام خود را به سمت حاکمیت گرفته‌است و نقش روحانیت را نیز در این امر، پررنگ می‌داند. فاصله گرفتن جامعه از روحانیت که روزی مأمن مردم کوچه و خیابان بودند هر روز بیشتر می‌شود و تبدیل به شکاف ژرفی خواهد شد. این مشکل شاید از زمانی آغاز شده است که روحانیون، مسئولیت‌های سیاسی را برعهده گرفته‌اند. «حجت‌الاسلام ناصرنقویان»، دبیر هیأت عالی گزینش کشور در خصوص شکاف ایجاد شده میان روحانیت و مردم می گوید.

نوعاً روحانیون در جایگاه زبان گویای جامعه به ایفای نقش می‌پردازند، مشخصاً جنابعالی هم از آن دسته روحانیون هستید. آیا قبول مسئولیت اجرایی خللی در وظیفه ذاتی روحانیت ایجاد می‌کند یا نه؟

از دو زاویه می‌توان گفت‌وگو کرد. بخشی از آن گسترده، تاریخی و کمی فلسفی است. نگاه دیگر بسته‌تر، خودمانی‎تر و نزدیک‎تر است. بخش اول را به عهده شخصیت‎های برتر و دانشمندان اصلی این حوزه واگذار می‎کنیم، اما من هم با شما هم عقیده هستم. نقش اصلی روحانیت، هدایت‌گری جامعه به انضمام کسب دانش دین است، چون بالاخره هر رشته‎ای دانشورانی دارد. ما توقع نداریم همه مردم جامعه با پزشکی و کسب تجارت آشنا باشند. طبیعتاً دین‎ورزی و دین‎مداری و مؤمنانه زندگی کردن دانشی می‌خواهد و دانشورانی و دانشمندانی که در این حوزه با اختلافی که در همه رشته‎ها است، وجود دارند. قطعاً دین چنین مجموعه‎ای لازم دارد. بعد از اینکه خودِ مجموعه به تمام زوایای دین آشنا شد، وظیفه‎اش این است که این آموزه‎ها را با روش‎های متفاوت به مردم که دیندار هستند انتقال دهد.

بر سر کارهای اجرایی بودن می‎تواند دو عیب بزرگ داشته باشد؛ یکی اینکه مسئولیت اصلی فرد را محدود کند، آدم گاهی به یک ماشین امضاء یا به یک کامپیوتر یا ربات تبدیل می‌شود. لطمه دوم این است که گاهی شما باید غیر حق‎مدارانه از یک مطلبی حمایت کنید که اگر خودت در آن جایگاه نبودی به گونه‌ای دیگر صحبت می‎کردی. مثل خیلی از مسئولین ما وقتی که مسئول نیستند، گاهی حتی نقش‌های اپوزیسیونی بازی می‎کنند، اما وقتی بر سر کار آمدند می‎بینیم آنها هم همان‌طور شده‎اند. این هم یک آفت سنگینی است که ما امروز می‎بینیم مردم نسبت به روحانیت نگاه دیگری دارند و اصحاب قدرت می‎بینند. قدرتی که ذاتاً و فی‎نفسه می‎تواند شر آفرین باشد. همیشه بزرگان ما از قدرت برکنار بودند. سعی می‎کردند گرد قدرت و قدرتمندان نگردند. مگر آنجا که یک ناچاری و یک ضرورت اجتماعی، عقلی و عرفی وادارشان کند. این دو آفت همیشه روحانیت را ـ مخصوصاً در روزگار ما ـ تهدید کرده است. گویا نظر حضرت امام هم در ابتدای انقلاب همین بود که روحانیت در مصدر امور اجرایی قرار نگیرد و همیشه نگاه ناظرانه و هدایت‎گرانه‎ای داشته باشد که بتواند فارغ از وابستگی‎ها حقیقت را آنچنان که هست ببیند و منتقل کند. منتهی شرایطی پیش آمد که کار به اینجا رسید که امروز مردم همه امورشان را از چشم روحانیت می‎بینند.

آیا این آفتهایی که به آن  اشاره کردید گریبان خود شما را هم گرفته است؟

هم آری هم نه. حتماً می‎دانید قبل انقلاب مرحوم «راشد تربتی» در رادیو صحبت می‎کرد و مورد انتقاد بعضی از متدینین و حتی بعضی از روحانیون قرار گرفت. گفته می‎شد چرا ایشان در رادیویی که در آن مسائل خلاف شرع پخش می‎شود صحبت می‎کند؟ ایشان جواب می‎داد اگر این نیم ساعتی که من صحبت می‎کنم هیچ اثری نداشته باشد حداقل ده دقیقه جلوی پخش مطربی و مسائل خلاف شرع را گرفته‎ام.  شما هم اگر می‎توانید این کار را بکنید. مثلاً سید «حسین نصر» به دربار می‎رود و از شاه تقاضا می‎کند وزیر آموزش و پرورش خانم پارسا اجازه دهد که دو نفر به نام «محمدجواد باهنر» و «سید محمد حسینی‎بهشتی» تعلیمات دینی را بنویسند. چرا که تعلیمات دینی که دست بچه‎ها است چیز خوبی نیست. لذا با توصیه دربار به خانم پارسا و به واسطه‎گری و میانجی‎گری و طراحی آقای نصر دو کتاب تعلیمات دینی زمان شاه به دست دو متفکر حوزوی که بعدها جزو شخصیت‎های برتر مبارزه با شاه شدند، نوشته می‎شود و تدریس می‎شود.

این مسئولیتی که علی‌رغم میل من به بنده واگذار شده تقریباً در این فضا است که یک ساختار نه چندان درست و تقریباً تغییر نکرده‎ای که حتی در مقطعی امام آن را منحل کرد، اصلاح شود. یک کار فرهنگی ‎و ‎آموزشی است و کار اجرایی نیست. من در گزینش و استخدام دخالتی ندارم و نمی‎توانم به هیچ ارگانی دستور استخدام شدن یا نشدن یک فرد را بدهم. من می‌گویم این فردی که می‌خواهد استخدام شود نباید از او پرسیده شود آیا نماز جمعه شرکت می‎کند یا نه؟ خانم او چادری است یا نه؟ این مسائل به مسئولیتی که قرار است به او واگذار شود ارتباطی ندارد. در واقع یک کار فرهنگی و یک نوع شناخت درست مسلمانی است. به همین جهت شاید آقای رئیس‌جمهور تشخیص داده‎اند شیخ نقویان می‎تواند در این زمینه نگاه بهتری داشته باشد لذا این مسئولیت را به من واگذار کرده‎اند. بنابراین مسئولیت بنده واقعاً یک کار اجرایی نیست. از اول انقلاب هم مسئولیت‌های پر سروصداتر از این به من پیشنهاد شده و به دلایلی نپذیرفته‎ام. این مسئولیت را با این رویکرد پذیرفته‎ام و تصور می‎کنم شاید بشود در این زمینه گره‎گشایی‌هایی کرد و مردم هم خیلی در خصوص این شیوه گزینش راضی نیستند.

کار فرهنگی با کار سرهنگی متفاوت است/ امر به معروف و نهی از منکر یک ساختار بسیار پیچیده‌ای دارد/ دین ما هم باید روزآمد شود (نوروزی)

ما شاهد یک سری رفتارهای قهری از مردم نسبت به روحانیون هستیم که در مترو هم منجر به شهادت یک روحانی شد. فکر می‎کنید یکی از علل آن امر به معروف‎ها و نهی از منکرهایی است که روحانیت در جامعه انجام می‎دهند یا به دلیل حضور روحانیون در عرصه سیاست این اتفاق افتاده است یا روحانیون دید مردم را تغییر داده‎اند. آیا این حرکت‎های قهری باعث شده آن جایگاهی که روحانیون در بین مردم داشتند، تضعیف شود؟ ما شاهد این هستیم خانم‎ها بر سر مسائلی مثل حجاب در مراکز عمومی با روحانیون دعوا می‌کنند. نظر شما چیست؟

من ندیده‎ام کسی با من دعوا کند، فحش دهد (همراه با خنده). دوستی از خارج آمده بود وقتی می‎دید همه به من سلام می‌کنند، می‌گفت تو مایکل جکسون ایران هستی. راجع به آن روحانی که شما اشاره کردید من نمی‌دانم که موضوع چه بوده و چه اتفاقی رخ داده که ایشان مورد بی‌مهری قرار گرفته و منجر به فوت، قتل یا شهادت ایشان شده است. ما باید قبول کنیم که مردم، مجموعه اتفاقاتی که در کشور رخ می‎دهد، اعم از مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را از چشم روحانیت می‌بینند، این یک مسئله انکارناپذیر است. همچنان که ما مجموعه رژیم شاه را از نگاه رژیم سلطنتی می‎دیدیم و به یک وزیر یا شخص دولتی نگاه نمی‎کردیم. من یک بخشنامه دولتی مربوط به سال ۱۳۵۱ از دکتر اقبال وزیر نفت دوره شاه در کانال خود گذاشتم. او در بعضی روزهای هفته، از ساعت ۶ تا ۷ صبح در دفترش بدون حضور رییس دفترش، مراجعان عمومی را می‎پذیرفته است. یکی از کسانی که با او ملاقات می‎کند و او یک دستوری برای حل مشکلش می‌دهد، بعداً آن فرد مورد مؤاخذه رئیس دفترش قرار می‎گیرد که بدون اجازه چطور مستقیم با وزیر ملاقات داشته است؟ ایشان در آن بخشنامه می‎گوید به من گزارش داده شده که مراجعانی که مستقیم برای رفع مشکلات‌شان به من مراجعه می‎کنند، مورد توبیخ برخی مسئولین قرار گرفته‎اند و اگر من متوجه شوم، آن مسئول از کار معاف خواهد شد. یا مثلاً از محاسن فردی به نام مفرح ـ اولین مدیر عامل بانک صادرات ـ مطالب فراوان آمده است. اما وقتی رژیم شاه را بررسی می‎کنیم، می‎گوییم یک رژیم ظالم و سرسپرده بوده است و اگر فشار به مردم نمی‎آمد که انقلاب نمی‎کردند. امروز هم مردم کل نظام را یک مجموعه می‎بینند. اینکه بیاییم تقسیم کنیم که قوه قضاییه بد است و، چون مستقیم زیر نهاد دیگری است و یا قوه مجریه بد است، چون مردم به آن رأی داده‎اند، این یک ساده‎انگاری است. وقتی می‎خواهیم به کل این مجموعه نمره دهیم، نظام اسلامی می‎گوییم. همچنان که رهبر انقلاب هم همین عنوان را به کار می‎گیرند. این نظام اسلامی یکپارچه دیده می‎شود. همین چند روز پیش یک کلیپی از آیت‌الله جوادی آملی در رسانه‎ها پخش شد که ایشان در جلسه درس می‎فرمایند ما چه کردیم که حدود ۶۰ میلیون در یک سال اخیر با هم دعوا داریم، این محصول این نظام است و این نظام را مردم اینگونه می‌بیننند. چون تمام شئون اصلی این نظام را در نگاه و تصمیم‎گیری‎های روحانیت و نظام دینی می‎بینند؛ تا جایی که در یک شهر فرد زرتشتی وارد شورای شهر می‎شود، می‎بینیم که فقیه شورای نگهبان که اهل همان شهر است، در رسانه ملی ما ظاهر می‎شود و می‎گوید این کار برخلاف فقه ماست، یعنی همچین دخالت دین‌مدارانه‎ای در ریزترین مسائل این کشور رخ می‎دهد. آن وقت یک طلبه ساده در مترو مورد تعرض قرار می‎گیرد.

دین ما باید روزآمد شود و یک کار سنگین آکادمیک لازم است. ما مفاهیمی داریم تا زمانی که هستی وجود دارد این مفاهیم می‎درخشد. اما یک سری چیزها باید بِروز شود.

در اینترنت دیده‎ام یک آقایی به نام سید الماسی ـ اولین مدیر عامل بانک ملی بعد از انقلاب یا اواخر حکومت پهلوی ـ کارمندی برافروخته وارد دفتر ایشان می‎شود و می‎گوید اکنون ارباب رجوع به من یک سیلی زده است. آقای الماسی می‎گوید آن ارباب رجوع نمی‎خواسته به شما سیلی بزند، بلکه هدفش من بوده‎ام چون من مدیر ارشد شما هستم؛ اما چون دستش به من نرسیده به شما سیلی زده است. بنابراین من عذرخواهی می‎کنم و حاضرم تاوان آن را پس دهم. بعد می‎گوید باید ببینیم که سیستم اداری ما چه مشکلی دارد که یک ارباب رجوع را اینقدر برافروخته می‎کند. حال باید مسئولین ببینند با این مردم چه کرده‎اند که چون دستشان به یک مسئول نمی‎رسد به یک طلبه ساده حمله می‎کنند.

امروز باید در روش‌هایمان تجدید نظر کنیم. کار فرهنگی با کار سرهنگی متفاوت است. ما باید بدانیم که امر به معروف و نهی از منکر یک ساختار بسیار پیچیده‌ای دارد. به این سادگی نیست که تا خانم بی‎حجابی را دیدیم او را مورد عتاب و خطاب قرار دهیم. به همین خاطر در قرآن گفته می‌شود گروهی باید این کار را بکنند و این، کار همه نیست. به نظر من یکی از دقیق‎ترین کارهای اسلام امر به معروف و نهی از منکر  است. اینگونه نیست بگوییم هر کس یک منکر را دید باید برافروخته شود. آیا این امر به معروف و نهی از منکر به عنوان انجام یک تکلیف است؟ یا نه تکلیفی است برای وصول نتیجه؟ وقتی لباس شما کثیف می‎شود به خشکشویی می‎برید، لباس اتو شده را می‎بینید باز هم لکه دارد. اگر این شسته شده است چرا لکه نرفته است؟ ما در جامعه یک لکه‎هایی داریم به نام منکر. باید این وظیفه به گونه‌ای انجام شود که به از بین رفتن آن لکه منجر شود. دوم اینکه باید کاری کرد که این لکه بدتر نشود، یعنی منکر را تبدیل به انکر کرد. یک جوانی به تصور اینکه نهی از منکر کند حس‌اش مقدس است، اما چون بلد نیست، مثل شستن آن لکه می‎شود که بدتر می‎شود. شهید مطهری در زمان شاه که استاد دانشکده الهیات ـ معقول و منقول ـ بود، اول ترم بعضی دانشجویان دختر بی‎حجاب بودند. ایشان به جای اینکه یک کلمه حرف بزند با هزینه خودش یک سری روسری خرید و روز اول به آن خانم‎ها کادو می‎داد. از فردا خیلی از آنها با روسری می‎آمدند.

ما اگر بتوانیم این سیستم‎ها را درست بشناسیم، نتیجه مثبت می‌شود. مردم ما بسیار فرهیخته هستند، حضرت امام(ره) می‎گفتند که این مردم حتی در دوره امام علی(ع) هم نبوده‎اند. البته نمی‎خواهم بی‌خودی تعریف کنم. ما مشکلات فرهنگی را هم می‎دانیم، اما در عین حال مردم ما مردم فرهیخته و فهمیده‎ای هستند. اگر در یک جایی واکنش احساسی و تندی دارند باید دید چه عاملی منجر به این امر شده است؟! من تصمیم گرفته‎ام هیچ وقت در مقابل توهین کسی واکنش تندی نشان ندهم. نمونه‌های نوشتاری توهین را به کرات داشته‎ام، مثلاً کسی در نامه‎ای به من نوشت: «ای حرام‎زاده ضد انقلاب». من می‎توانستم به راحتی این شماره را پیگیری کنم. اما در مقابل فقط گفتم «آفرین ای پسر خوب انقلابی». من می‎دانستم این فرد، پخته نیست و می‎توانستم واکنش نشان دهم. اگر روحانی در یک فضا خودش را کنترل کند و به دنبال ریشه مشکل باشد، می‎تواند با طمأنیه برخورد کند.

امر به معروف و نهی از منکر یک تکلیف دینی است و خیلی هم به آن سفارش شده است.باتوجه به شرایط جامعه امروز آیا همچنان میتوان با توجه به آموزه‌های سنتی که داشتیم، آنها را اجرا کرد. اگر باید تغییراتی انجام شود چقدر به جریان اصلاح دینی یا بازسازی دینی معتقد هستید؟

من در سخنرانی‎هایم این مسائل را با عنوان آپدیت کردن دین مطرح می‎کنم. دین ما هم باید روزآمد شود و یک کار سنگین آکادمیک لازم است. آیا معنا این است که در دین آپدیت شده، نماز، روزه، حجاب و مسائلی از این دست وجود دارد؟ بعضی از آموزه‎های قرآن با داده‎های علمی مشکلاتی دارد، مثلاً وقتی می‎خواهید به آمریکا بروید با پرسرعت‎ترین هوایپما یا یک جت قاره‎پیما چند ساعت طول می‎کشد، اما در قرآن می‎بینیم یک جنی به حضرت سلیمان می‎گوید من می‎توانم تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن بیاورم. آیا کسی اگر حجاب نداشت به جهنم می‎رود؟ آیا نخواندن نماز منجر به ورود به جهنم می‎شود؟ یعنی این تکلیفی است که یک خدای عصبی آن را قرار داده است و اگر انجام ندادیم روز قیامت تاوان آن را پس می‎دهیم و خواندن آن موجب رفتن به بهشت می‎شود. اکنون یک خدای تمسخرآمیز درست کرده‎ایم، اینها مفاهیمی است که باید آپدیت شود. من ۲۰ سال پیش می‎گفتم مسواک بعد نماز هفتاد برابر، ثواب نماز را بیشتر می‎کند، اما اکنون این حرف را نمی‎زنم. انسان دانا با انسان نادان برابر نیست. امروز در غرب در فیلم تایتانیک یک خانم شوهر رسمی دارد و در همان ادبیات هم خیانت ناشایست است. امروز در اروپا هم مفهوم خیانت ناشایست است، مفهوم بی‌عدالتی ناشایست است. ما مفاهیمی داریم که تا زمانی که هستی وجود دارد این مفاهیم می‌درخشد. اما یک سری چیزها باید بِروز شود.

منبع:دیدارنیوز

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین اخبار