کد خبر: 22436
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۶
جشنواره

مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر مصادف با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برگزار گردید و منتخبان تولیدات یک سال گذشته در ساحت های گوناگون جوایز خود را دریافت کردند.

رویکردامروز کمتر کسی، حتی در میان آنانی که گوشه ی چشمی ناچیزی به سینما دارند وجود دارد که با شنیدن جشنواره فیلم کن یا ونیز و برلیناله عناصر هویت ساز و فرهنگی فرانسه، ایتالیا و آلمان در ذهنش تداعی یا بازسازی نشود.

یک رویداد سینمایی، دارای شئون مختلف حیثیتی، هنری و اقتصادی و تبلیغی برای کشور میزبان است و بسته به سیاست گذاری و نحوه ی اعمال مطلوبات به زبان هنر می تواند آورده های معتنابهی برای کشور داشته باشد. از دیرباز هم استفاده از ابزار هنر برای ارتقای روحیه ملی و در کنارش جایگاه کشور یا خواست حاکمان مورد توجه بوده است و از ابتدایی ترین نمونه ها می توان به ساخته های سرگئی آیزنشتاین در شوروی و به طور اخص فیلم "رزمناو پوتمکین" اشاره کرد و در آلمان نازی ساخته های خانم لنی ریفنشتال و به طور مشخص فیلم "پیروزی اراده" که از نمونه های ابتدایی حضور گسترده دیپلماسی اذهان در صنعت سینما بودند. با سیر تحول صنعت سینما و امکان تولید آسان تر و انبوه تر، پای گردهم آیی های سینمایی به عرصه دیپلماسی عمومی کشورها گشوده شد. آن جا بود که سیاست گذاران دریافتند به مدد بنگاه رویا فروشی (روزنامه نگاران آمریکایی هالیوود را بنگاه رویافروشی خطاب می کردند) می توان فرهنگ، ارزشها و تاریخ یک سرزمین را صادر کرد و بر اذهان تاثیر نهاد و به حکم "چون که صد آید نود هم پیش ماست" آورده های اقتصادی هم برای سرزمین بانی داشته باشد. امروز صنعت سریال سازی عظیم ترکیه چنان در کرانه های عالم همه گیر شده است که علاوه بر ایجاد حس نوستالژی و تحسین  نسبت به تاریخ ارائه شده در متن سریال ها، با فروش مجموعه های نمایشی، سیل بزرگی از گردشگر برای بازدید از لوکیشن فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی راهی این کشور کرده است. حال باز گردیم به اهمیت جشنواره فیلم فجر و توان موجود در این رویداد برای ارتقای دیپلماسی عمومی کشور و در این باب چند معنا را می توان مطرح کرد.

۱-اهمیت صنعت سینما و جشنواره:

کثرت تولید فیلم و مجموعه های نمایش در ایران شاید باعث عادی انگاری و گاه گذری و تنها نظری شود، اما نیک نظر کنیم در همین منطقه خاورمیانه تنها چند کشور معدود و محدود به غیر از کشورمان دارای این صنعت هستند و در برخی نیز چنان محدود و نوپاست که به یک سینمای تجربی و مبتدیانه شبیه است. چند سال قبل و پس از آنکه شهاب حسینی هنرپیشه شهیر ایرانی برنده تندیس نخل طلایی از جشنواره فیلم کن شد، یک فعال رسانه ای سعودی در نوشتاری، صنعت سینمای قدرتمند ایران را رشک برانگیز خواند و آن را قدرت نرم ایران خواند. او خواستار سرمایه گذاری و حضور جدی و دامنه دار عربستان سعودی در این حوزه شد. بیش از صدسال تجربه تولید محتوای تصویری در ایران شانیت و مهارتی در خور را در عرصه این هنر حیرت انگیز به ایران اعطا کرده است. از سینمای روشنفکری-انسانی با ساخته های عباس کیارستمی، مجید مجیدی و اخیرتر اصغر فرهادی تا ساخت مجموعه های مذهبی چون امام علی(ع)، یوسف پیامبر(ع) و مختارنامه و سلمان فارسی هر کدام به فراخور و در جغرافیایی در جهان دیده شده اند و برای کشور و فرهنگ ایرانی سفیرانی کم هزینه و غیرقابل انکار بوده اند. چند سال قبل سریال یوسف پیامبر(ع) ساخته روانشاد فرج الله سلحشور در مصر و تاجیکستان پربیننده ترین مجموعه های تلویزیونی شد. سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی با تغییر چارچوب ها و پرهیز از دو مولفه ی "بی پروایی تنی" و "خشونت بی حساب" که در این صنعت-هنر برای جذب مخاطب از ستون های اصلی اند، توانست جنس متفاوتی از هنرهای نمایشی را به منصه ظهور برساند که ریشه در معنویت برآمده از انقلاب اسلامی داشت. در این سینما نمایش بی پیرایه زندگی حقیقی و گاه پرمحنت متناسب با فرهنگ خانواده و معیارهای اخلاقی یک اصالت و تشخص منحصر بفردی را برای خود ایجاد کرد که موفقیت های خارجی و جوایز پرشمار در کنار صف های طولانی برای دیدن فیلم ها در سینماها و هنگام جشنواره فیلم فجر مویدی بر صدق این سخن هستند.

۲-زندگی به روال عادی:

جنگ شدید اقتصادی-فرهنگی و البته در برهه ای نظامی (در قالب جنگ تحمیلی هشت ساله) برای چهاردهه و بی امان و پردامنه علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد. نبرد عرصه فرهنگ و آن گونه که رهبر معظم انقلاب در هشدارهای ابتدای دهه هفتاد تهاجم و شبیخون فرهنگی خواندند، بخش بزرگی از این وارونه نمایی و سیاهنمایی برای تخریب وجهه کشور در اذهان جهانیان و همین طور تخریب و تخطئه روحیه و باور مردم با شدت مضاعف در جریان است. تلاش گسترده در این حوزه بر آن متمرکز بوده است تا ایران سرزمینی منزوی، ایزوله و نیز برکنار از روند عادی و معمول زندگی در دیگر اقصای جهان نمایانده شود. نوعی ترسیم تصویر کره شمالی وار از ایران در دل خاورمیانه! اما تولید سالانه دهها فیلم با استاندارد های فنی و محتوایی متنوع که نگاه ها و روایت های گوناگونی از روند عادی زندگی و ابتلائات ایرانیان چون دیگر مردمان جهان دارند، خود بطلانی بر بسیاری از تلاش ها برای ترسیم تصویری ایزوله است. در زمانه ای که با ساخت فیلم هایی چون "بدون دخترم هرگز" و" آرگو" چنان تصویرهای مشوش و کاریکاتوری از ایران به جهان می فروشند، تولیدات تصویری کشور در قالب جشنواره فیلم فجر خود یک نقض غرض بزرگ می باشد. این که برای قد برافراشتن در هنری نو چون سینما می توان بدون دنباله روی و توسل به هالیوود و بی دست یازیدن به عناصری چون بی پروایی تنی و خشونت صاحب سینمای متفکر و حتی تجاری محترم بود و در این حوزه نمادی از رشد و تنوع و تحمل در مضامین و محتواهای تولیدی را نشان داد. این که فیلم جدایی نادر از سیمین، ساخته ی اصغر فرهادی علیرغم نگاه نه چندان همدلانه مسئولان وقت دولتی ساخته و به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران به جشنواره فیلم کن فرستاده می شود، نشان گر میزان قابل اعتنایی از رواداری و فرهنگ در عرصه سیاست و هنر این سرزمین است که می توان از ظرفیتش در عرصه دیپلماسی عمومی خنثی کننده استفاده کرد.

راهکارها:

این که می توان با تقسیم بندی کشورها به تولید در چند حوزه پرداخت و هر سال در موعد جشنواره با کمک اکران مجازی یا در دوران پس از اتمام همه گیری کویید۱۹ با همکاری نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، به اکران همزمان با جشنواره در کشورهای مقصد پرداخت که البته بسته به شرایط می توان از دوبله یا زیرنویس متناسب استفاده نمود. در حوزه فارسی زبانان و به طور مشخص افغانستان و تاجیکستان تولیدات با محتوای اشتراکات تمدنی در کنار تولیدات مذهبی می تواند بسیار گشاینده باشد. نمایش سبک زندگی ایرانی در فیلم ها در کنار قوت صنعت سینمای ایران می توانند در استحکام پیوندها و دلبستگی ها موثر باشند. برگزاری مراسم رونمایی از آثار با حضور هنرمندان از جمله راهکارهایی است که با توجه به معدود تجربه های موفق قبلی می تواند تا حد زیادی با استقبال در حوزه فارسی زبان مواجه شود. در کنار رویداد مهم جشنواره فیلم فجر می شود هر سال تعدادی از آثار سینمای نوپا و تجربی افغانستان و تاجیکستان را نمایش داد و تقدیر و یادبودی هم برای این بخش به طور ثابت در ادوار جشنواره اختصاص داد. برگزاری کارگاه های آموزشی در روزهای جشنواره با توجه به آوازه فیلم سازان و بازیگران ایرانی می تواند در روزهای جشنواره بسیار حائز اهمیت باشد. (سخنان سرکار خانم فرشته حسینی بازیگر افغانستانی سینمای ایران در مصاحبه با یک تلویزیون افغان به تنهایی نقش مثبت و پیش برنده ای در دیپلماسی عمومی تهران در اذهان مردمان افغانستان داشت.)

تجربه سریال سازی در ترکیه و اقبال کم نظیر به آنها در کشورهای منطقه نشان داد که می توان با ساخت مجموعه های تاریخی مشتمل بر پیشینه مذهبی-باستانی ایران طیف گسترده ای از مخاطبان را جذب کرد و نگاه ها را برای رسانیدن مفاهیم جدید و حتی جلب و جذب گردشگر پایدار در دیگر حوزه ها نیز به سوی ایران برگردانید. جشنواره فیلم فجر می تواند محل رونمایی یا از این محصولات با حضور نمایندگان یا اقشار فعال در حوزه های فرهنگی-هنری-گردشگری کشورهای منطقه باشد. تولید محصول مشترک با کشورهای منطقه که یگانگی فرهنگی و همگنی ارزشی بالایی با کشورمان دارند، می تواند ایجاد انگیزه مضاعفی برای تماشای اثار در جشنواره فجر باشند و بابی برای یک دیپلماسی عمومی فرهنگی که یقینا راه به اقتصاد و منافع پایدار برای طرفین خواهد برد. اما در این حوزه باید از مدیریت پرهزینه و کند دولتی پرهیز کرد و سازوکاری چابک و نه از سر رفع تکلیف طراحی شود تا امکان کم نظیر هنر-صنعت سینما در ایران که شاید در خاورمیانه منحصر به فرد باشد، به قدر توانش برای دیپلماسی عمومی کشور در شاخه های مختلفش ثمرساز گردد.

منبع: خبرآنلاین

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

پربازدیدترین

آخرین اخبار

پربحث‌ترین