کد خبر: 15415
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۸
پساکرونا

جهان پساکرونا در گفت‌وگو با دکتر زرگر: دولت‌های رفاهی تشکیل می‌شوند/ کشورها به ملی‌گرایی روی می‌آورند/ احتمال تغییر برخی رهبران سیاسی و وقوع شورش‌های اجتماعی

رویکردامروز یک کارشناس مسایل بین الملل در خصوص مولفه های جهان پساکرونا می گوید: در جهان پس از کرونا کشوری بیشتر برنده است که بتواند به شکل موفقیت آمیزی بحران را مهار کند. در همین حال روند جهانی شدن کاهش پیدا می کند و کشور ها به ملی گرایی روی می آورند و احساس کشور- ملت افزایش پیدا می کند.

متن گفت وگوی با دکتر علی اصغر زرگر، استاد بازنشسته دانشگاه و کارشناس اقتصاد بین الملل اشاره می شود:

_ بحران کرونا بیشتر نقاط جهان را در بر گرفته است و از بعد اقتصادی و اجتماعی و سبک زندگی اهمیت زیادی دارد. این بحران بر مناسبات اقتصادی و بین المللی چه تاثیری خواهد داشت؟ بر این اساس در آینده شاهد چه تغییراتی در روابط بین کشورها خواهیم بود؟

در جهان پس از کرونا کشوری بیشتر برنده است که بتواند به شکل موفقیت آمیزی بحران را مهار کند

در این مورد صحبت های زیادی مطرح است. تا زمانی که این بیماری کاهش پیدا نکند و ابعاد آن سنجیده نشود نمی توان گمانه زنی کرد و قاطعانه نظر داد. پیشتر نیز در مصاحبه ای گفتم که مجله سیاست خارجی در آمریکا در مصاحبه با ۱۲ نفر از مدیران اجرایی و اساتید جهان نظر سنجی کرده بود تا به این سوال پاسخ بدهند که جهان بعد از ویروس کرونا به چه صورتی خواهد بود؟ نظرات متعددی عمدتا از منظر اقتصادی بیان شد. اما به طور کلی می توان چند گمانه زنی داشت: اول اینکه در جهان پس از کرونا کشوری بیشتر برنده است که بتواند به شکل موفقیت آمیزی بحران را مهار کند، یعنی با کمترین آسیب و تلفات و بحران اقتصادی بر این بحران غلبه کند. در حال حاضر کشورهای آسیایی تا حدودی برنده این ماجرا هستند. کشورهایی چون چین، ژاپن، کره و کشورهای جنوب شرقی آسیا تا حدودی از نظر تلفات انسانی و مسایل اجتماعی و اقتصادی کمتر آسیب دیده اند، از این رو شاید برنده، همین کشورها باشند و چین و تا حدودی هند از این جمله باشند.

دنیا با رکود کلی روبرو است

دولت های رفاهی تشکیل می شوند

اما این هم مانع از آسب دیدن این کشورها نیست چون دنیای امروز دنیایی پیوسته است و روابط متقابل اقتصاد ها را می چرخاند. وقتی مرزها را در اروپا می بندند چین و روسیه نیز نمی توانند با اتحادیه اروپا معامله کنند بنابراین هیچ تبادل اقتصادی وجود ندارد. همچنین کشورهای صنعتی چون برزیل نیز که با آمریکا ارتباط دارد دچار بحران می شود و اقتصاد بهم پیوسته و ارتباط متقابل نزدیک در اقتصاد جهانی شده کشورها را آسیب پذیر کرده و آن کشورها را نیز دچار رکود می کند. وقتی در چین و یا سایر کشورها تقاضا برای انرژی کم می شود قیمت نفت به یک سوم کاهش پیدا می کند و به بیست دلار می رسد حال اگر کشورهایی چون عربستان و کویت از کرونا آسیب نبینند آسیب اقتصادی جدی می خورند. از این رو می توان گفت دنیا با رکود کلی روبرو است و بسیاری از کشورها می خواهند از این رکود درسهایی بیاموزند. مساله جهانی شدن یعنی تامین منابع از راه دور مثلا تامین قطعات یدکی اتومبیل از چین و تامین مواد اولیه از بخشی دیگر و احداث کارخانه در چین و تولید در آمریکا و این بحران چنین اقتصادی را زیر سوال می برد. به عقیده من کشورها  باید به خودکفایی توجه کنند تا در مواقع بحران از پس بحران ها بربیایند. کشورهای اروپایی ذخایر عظیمی نداشتند و تولید آنها با توجه به تقاضای بازار به شکل روزمره بود و سپس عرضه می کردند ولی بعد از روبرو شدن با این بحران متوجه می شویم عرضه وجود ندارد چون ذخایر عظیمی وجود نداشت و تولید بر اساس درخواست بازار و به صورت روزمره بود. به نظر من این درسی است که بسیاری از کشورها آموخته اند. مساله دیگر این است که دولت ها در تمام کشورها برای دوره ای وارد اقتصاد خواهند شد و دولت های رفاهی تشکیل می شوند چون نیاز به این ورود وجود دارد و فقط نمی توان بر بخش خصوصی تکیه کرد و تعداد زیادی بیکار شده اند و چرخ اقتصاد مشاغل خرد بدون حمایت نخواهد چرخید. در اکثر کشورها مساله دورکاری و ارتقای اینترنت مطرح شده است.

روند جهانی شدن کاهش پیدا می کند

کشور ها به ملی گرایی روی می آورند

احتمال شکل گیری رقابت های نظامی و سیاسی

در خصوص مساله بین الملل روند جهانی شدن کاهش پیدا می کند و کشور ها به ملی گرایی روی می آورند و احساس کشور- ملت افزایش پیدا می کند. در سالهای ۱۹۲۹ در آمریکا و در اوایل دهه ۱۹۳۰ شاهد دوره های ملی گرایی بودیم و رضا شاه در ایران و آتا تورک در ترکیه ظاهر شدند. ملی گرایی اوج گرفت و دیوار های تعرفه بلندتر شد و کشورها به سمت ملی گرایی روی آوردند و انحصارات در دهه ۳۰ میلادی در کشور ها شکل گرفت. باز هم امکان دارد حس ملی گرایی در کشورهای دنیا شکل بگیرد تا اقتصاد ملی را به نوعی ارتقا بدهند تا چرخ اقتصاد به مدار اصلی خود برگردد. این احساسات ملی گرایانه بر روابط بین الملل تاثیرگذار است و می تواند موجب اختلافات شود و آنچه که تغییر نخواهد کرد رقابت های بین قدرت های بزرگ و قدرت های منطقه ای است و امکان دارد در کنار این مساله رقابت های نظامی و سیاسی نیز شکل بگیرد.

اما بحران های بین المللی به شکل انفرادی حل نمی شود و برای مهار این بحران ها به همکاری های بین المللی نیاز است. مدیران اجرایی کهنه کار دنیا بحث هایی را مطرح کرده اند مبنی بر اینکه اروپا و آمریکا به مدیریت خود می نازیدند ولی به نظر می رسد این قدرت ها نیز آنچنان که به نظر می رسد با سواد نیستند و برند مدیریتی آنها نیز آنچنان کارآمد نیست و آنها نیز در مدیریت خود غافلگیر می شوند و آنطور که باید و شاید در کنترل بحران هوشمند و کارآمد نیستند. به نظر می رسد آمریکا نیز در بحران ها ابرقدرت بودن خود را از دست می دهد و لذا دیگر آمریکای قبلی نخواهد بود از این منظر می توان گفت آمریکا دیگر قادر نیست رهبری جهان را به دست بگیرد و اعلام کند که همه باید از من رهبری کنند. و این کشور نیز به همکاری های بین المللی نیاز دارد. به طور مثال در موضوع نفت گفته می شد که آمریکا رهبری کارتل های بزرگ نفتی را بر عهده دارد و هر زمان که بخواهد قیمت نفت را بالا یا پایین می برد ولی دیدیم که مدیریت از دست آمریکایی ها نیز خارج شد و آنها هم به هماهنگی با روسیه و عربستان و سایر کشورها نیاز پیدا کردند و آنها هم با کاهش قیمت نفت از این رهگذر آسیب دیدند.

شعار پیشگیری بهتر از درمان است به وضوح به اثبات رسید

در مجموع به نظر می رسد دنیا به نوعی به مساله سلامت و سیستم های بهداشتی پی برد و آنطور که به سیستم های نظامی و دفاعی اهمیت می داد انبار به گسترش سیستم های بهداشتی و نظامی پی برد که سابقا چندان مورد توجه نبود. اروپا و آمریکا تا حدودی غافلگیر شدند این شرکت ها مسائل بهداشتی و بخش بیمه را به شرکت های خصوصی واگذار کرده بودند و دولت ها سعی کرده بودند خود را از این بخش رها کنند ولی امروز ثابت شد چنین چیزی می تواند دولت ها را در بحران ها غافلگیر کند. چون نظام بهداشتی و بیمه ها از جمله مسائلی است که دولت ها باید مستقیما ورود داشته باشند و این بخش را گسترش بدهند و مرتبا از این قضیه مراقبت کنند. این موضوع در دنیا مطرح شد و اهمیت این بخش درک شد و شعار پیشگیری بهتر از درمان است به وضوح به اثبات رسید.

احتمال وقوع شورش های اجتماعی در برخی از کشورها

اتحادیه اروپا تا حدودی انسجام خود را از دست خواهد داد

در کشورهایی که بحران به خوبی مدیریت نشده است رهبران سیاسی تغییر خواهند کرد

برخی از احتمال وقوع شورش های اجتماعی در برخی از کشورها حرف می زنند. چون در حال حاضر بحران وجود دارد و هنوز مردم نگران جان خود هستند ولی مردم باید به زودی به سر کار خود برگردند و آنچه را از دست داده اند دوباره کسب کنند و مساله منابع و… مطرح خواهد شد. شاید کسانی که امروز در حکومت هستند تا حدودی اعتبار خود را از دست بدهند و جایگزین شوند. به طور مثال در خصوص اروپا پیش بینی می شود اتحادیه تا حدودی انسجام خود را از دست بدهد و کشورهای اتحادیه به این نتیجه برسند که این نظام در مواقع بحرانی چندان کارآمد نیست و کشورها باید به صورت انفرادی به فکر خود باشند و شاهد این باشیم که برگزیت و وضعیت انگلیس برای کشورهای دیگری از اتحادیه پیش بیاید. امروز چنین زمزمه هایی از اسپانیا به گوش می رسد شکی نیست که در کشورهایی که بحران به خوبی مدیریت نشده است رهبران سیاسی تغییر خواهند کرد و جای خود را به افرادی دیگر می دهند. می توان پیش بینی کرد در برخی کشورها به دلیل رکود و… همچون دفعات قبلی شاهد شورش های اجتماعی خواهیم بود. باید دید دولت هایی مثل ایران تا چه اندازه می توانند وام بگیرند و یا از منابع خود استفاده کنند. به نظر من این کشورها تا حدودی باید ریسک کنند و اینطور نیست که گنجی و ذخیره ارزی وجود داشته باشد و بگویند حالا باید این را حفظ کنیم بلکه در دوران بحران باید ریسک کرد و از این ذخایر و وام استفاده کرد، لذا باید چرخ تولید را به جریان انداخت و صنایع بیشتری را فعال کرد از جمله بخش ساختمان و ساخت وساز که جذب نیرو می کند و صنایع بسیاری را به گردش وا می دارد. باید کم کم اعتماد بخش خصوصی و بانک ها را کسب کرد تا به میدان بیایند و مجددا چرخ اقتصاد را بچرخانند البته این مختص ایران نیست و بسیاری از کشورها با این مشکل روبرو خواهند بود.

_ بسیاری از کارشناسان از احتمال تضعیف اقتصاد اروپا و آمریکا حرف می زنند. آیا این ضعف می تواند منجر به تقویت و شکوفا شدن اقتصاد سایر کشورهای دنیا شود؟ از سویی آیا ضعف اقتصادی آمریکا می تواند منجر به کم شدن نفوذ این کشور در جهان شود؟

اقتصاد آمریکا برای مدتی بر دنیا مسلط نخواهد بود

معمولا اقتصاددانان برای اقتصاد دنیا یا اقتصاد فراگیر بین الملل موتورهای محرکه ای می شناختند اقتصاد آمریکا برای مدتی موتور محرکه اقتصاد اروپا و دنیا بود بعد از سال ۲۰۰۰ و در سالهای گذشته چین به موتور محرکه اقتصاد دنیا تبدیل شد که پیش بینی می شد رکود اقتصاد این کشورها در اقتصاد دنیا تاثیر گذار باشد. درحال حاضر اقتصاد دنیا سرتاسریست. البته اقتصاد آمریکا اقتصاد کوچکی نیست و اقتصاد عظیمی است و نمی توان ادعا کرد چنین اقتصادی در دو ماه از پا می افتد. ولی خوابیدن بخش های مختلف اقتصاد در این مدت و بعد تزریق دو تریلیون دلار و واریز کردن مبلغی ماهیانه برای افراد مختلف دولت را با کمبود بودجه روبرو می کند لذا باید بعد از اتمام بحران مقدار زیادی پول تزریق شود و مدتی طول می کشد تا به اقتصاد قبلی برگردد. یکی از مشخصه های اقتصاد ترامپ علی رغم کاستی هایی که در بخش های دیگر وجود داشت گردش اقتصاد و کاهش بیکاری بود. ولی مشخصا برای مدتی این اقتصاد بر دنیا مسلط نخواهد بود و نمی تواند کشور های دیگر را به زانو دربیاورد. ولی نمی توان گفت اقتصاد دنیا از هم می پاشد اما مدتی طول می کشد تا این اقتصاد مجددا به چرخش در بیاید. به نظر می رسد تاثیر این وضعیت اقتصادی برای کشورهایی نظیر ایران کمتر خواهد بود چون ایران مبلغ زیادی صادرات نفت نداشت و با فرض صادرات یک میلیون بشکه در روز سالانه حداکثر ده میلیارد دلار صادرات سالانه داشت که رقمی برای هزینه کرد در طرح های توسعه نبود و اقتصاد کشور حدودا دو سال به نفت وابسته نبود امروز با کاهش قیمت نفت این درآمد وجود ندارد و ایران می تواند کسری خود را از صندوق ذخیره ارزی برداشت کند و از طرق دیگر هزینه های خود را تامین کند.

 در آینده احتمال می رود بسیاری از سرمایه های بین المللی در کشورهایی با مشخصه جمعیت جوان جذب شود

کشورهایی چون ژاپن و ایتالیا جمعیت هایی با متوسط سن بالا دارند. احتمال دارد این کشورها سرمایه های خود را به کشورهای جوانتر انتقال بدهند. ایران نیز با متوسط سن ۳۰ تا ۳۲ سال جمعیت جوانی دارد این جمعیت جویای کار است و در آینده احتمال می رود بسیاری از سرمایه های بین المللی در کشورهایی با مشخصه جمعیت جوان جذب شود که در خصوص ایران این امکان به شرایط تحریم و ثبات سیاسی داخلی و سیاست های اقتصادی کشور بستگی دارد. در این خصوص پیش بینی هایی وجود دارد و شاید بعد از بحران کرونا چنین اتفاقاتی در اقتصاد کشورها رخ بدهد.

_ انتخابات بعدی در آمریکا اهمیت بالایی دارد با توجه به بحران اخیر و مدیریت ضعیف این کشور در مهار کرونا احتمال شکست ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ چقدر است؟

باید منتظر تحولات بعد از بحران باشیم

یکی از مولفه های مورد تاکید ترامپ موفقیت های اقتصادی او بود. ولی با توجه به بحران کرونا و فراگیر شدن مرگ و میر ها در آمریکا و تقاضای بالای بیمه بیکاری نمی توان بر این عامل مانور دارد اما باید منتظر تحولات بعد از بحران باشیم و ببینیم این بازه زمانی چگونه پیش می رود. البته این بحران بر هر دو حزب تاثیر دارد اما می تواند درصدی از اعتبار ترامپ کم کند اما هنوز زمان نظر دادن نیست و نمی توان گفت ترامپ بازنده خواهد بود چون جامعه آمریکا در حالت بهت زده قرار دارد و هنوز درگیر بحران است در جامعه بحران زده نمی توان آرا مردم برای انتخابات آینده را پیش بینی کرد.

منبع:شفقنا

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

پربازدیدترین

آخرین اخبار

پربحث‌ترین