راضیه جانباز

واکنش جنجالی راضیه جانباز، بازیکن تیم ملی هندبال جمهوری اسلامی ایران و همچنین برترین گلزن تیم ملی هندبال به سخنان مجری شبکه افق زینب ابوطالبی!

رویکرد امروز واکنش جنجالی راضیه جانباز ، بازیکن تیم ملی هندبال جمهوری اسلامی ایران و همچنین برترین گلزن تیم ملی هندبال به سخنان مجری شبکه افق زینب ابوطالبی! با ما همراه باشید. اتفاقی که این روزها سبب ایجاد حاشیه های گوناگون در فضای مجازی و در بین کاربران فضای مجازی شده است، اظهارات عجیب زینب ابوطالبی ، مجری برنامه گفت و گو محور ” نیمه پنهان ماه ” در یک برنامه تلویزیونی در شبکه افق می باشد! او در این اظهارات عجیب و در قامت مجری و کارشناس برنامه می گوید: ” اگر کسی اعتقاد ندارد جمع کند و از ایران برود. برود آنجایی که آن رفاه و آن مدل زندگی وجود دارد! ” پس از پخش این اظهارات، موجی از واکنش های گسترده نسبت به وی در فضای مجازی مطرح شده است!

ما این اظهارات، طیف گسترده ای از اعتراضات را در بر گرفت! برای نمونه،  راضیه جانباز ، بازیکن تیم ملی هندبال جمهوری اسلامی ایران و همچنین برترین گلزن تیم ملی هندبال در یک پست در اینستاگرام خود درباره پاسخ به ابوطالبی چنین نوشته است:

” #بزارم بروم؟

تا دوسال پیش تمام آونچه که میخاستم گذاشتن و رفتن بود، تمام روزهایی و سال هایی که از خانواده و دوستان برای هندبال بازی کردن در تیم های دیگه دووور بودم و تو شهرای مختلف ایران هندبال بازی میکردم،

تو ذهنم فقط یه چیزو میپروروندم که بزارم برم، تمام پولهامو جمع کردم فک کن تمام پولی که ۵ سال جمع کردم پولی که واسه تو شاید با یه اجرا درمیومد رو با دلار ۱۰ هزار تومنی دادم به وکیل برای اینکه بزارم برم، وکیلم ناپدید شد…پول من رفت…

حالا من موندم خالیه خالی صفرررررر ... ولی شروع کردم سر سه تا کار میرم هندبالمم بازی میکنم، شاید باورت نشه خانم مجری ولی بعد از اون اتفاق بارها برام موقعیت هایی پیش اومد که بدون اونقدر خرج کردن راحت میتونستم بزارم برم، اما تصمیمم عوض شد، فکرم به خاکم به مردمم عوض شده بود، هرروز کلی آدم میدیدم که میگفتن با این موقعیت میتونی راحت بری، و واااااقعا راحت میتونستم برم، اما فکرم میدونی چی بود،! بسازم، هزاران دختر دیگه بهشون انگیزه بدم بمونم همینجا هرچقدرم که گنده ولی خاکمه، بمونم انگیزه بدم.

تو سرم سازندگیه کار افرینیه، جلو راهم سده خیلی سدهای زیادی، چون من شیطونم بیش فعالم خیلی کارایی که میکنم اصلااا پسندیده ی جامعه نیست، پسندیده ی تو، پسندیده ی مدیرا پسندیده ی نماینده ها… چون همش میخام برقصم بخندم بقیه رم با خودم همراه میکردم، آره من دقیقا همون آدمیم که دربارش داشتی حرف میزدی همونی که میگفتی بزار برووووو

ولی نمیرم هزار برابر تو سختی کشیدم، هزار برابر تو واسه این خاک افتخار آفرینی کردم اما هرچقدرم که بد باشه، با بدترین روزاش کنار میام و میگم من میمونم تو خاکم، اگه قراره درست شه، کنار هزار حوون مثل خودم درستش میکنم…

وقتی با اون اعتماد به نفس وقتی با اون آسودگیه خاطر میگفتی هرکی ناراحته بزاره بره، فهمیدم حتی از رفتن و دغدغه هاشم چیزی نمیدونین از دلار چهاده هزار تومنی از اعتبار پاسپورتمونم خبر ندارین که اگه یه جوون دلشم بخاد بزاره بره دیگه نمیتونه. نمیتونه خانم چون جوونا پول ندارن، اگه سعادت دنیا و اخرت رو میخاین بیایین و چندتا ازین جوونا رو ساپورت کنین که برن و به آرزوهاشون برسن، اینجوری همونایی که جاتونو تنگ کردن دعاگوتونم هستن…

در آخر چقدر بین ماهاااا تفاوت زیاده، تفاوت فاحش، من به تو وقانونات به هرچی که میپوشی و هرکاری که میکنی احترام میزارم ولی تو منو از کشورم اخراج میکنی، چون باهات متفاوتم؟

من نمیرم اینجااااااا سرزمین منه… “

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =

پربازدیدترین

آخرین اخبار

پربحث‌ترین